سلام سلام
من بعد از مدتها فرصت کردم بیام و راحت بشینم و بنویسم
من و جوجو با سه تا از دوستامون واسه یه هفته رفتیم ترکیه.جاتون خالی واقعا عالی بود.یه هفته بدون استرس.هوا عالی ،همه جا تمیز و قشنگ
.
ما چهارشنبه 14 مرداد رفتیم تهران و از اونجا ساعت 2:۳۰ صبح پنج شنبه پرواز داشتیم واسه ازمیر.یک ساعت و نیم پرواز بود.ساعت اونجا هم یک ساعت و نیم از ما عقب تر بود.خلاصه اینکه ما صبح زود رسیدیم ازمیر و از اونجا تا هتل یه ۴۰ دقیقه ای راه بود که با مینی بوس ما رو بردن.
خورشید داشت بالا می اومد واینقدر مسیری که می رفتیم قشنگ بود که خواب از کله ام پرید
.
صبح که رسیدیم گفتند اتاقتون رو ساعت ۱۰ تحویل می دیم.ما هم یه چرخی تو محوطه هتل زدیم و ساعت ۷ رفتیم صبحانه خوردیم.بعدش تو رختکن لباس عوض کردیم و پریدیم تو آب
تا ساعت ۱۰ که اتاق حاضر شد.
روز اول و دوم تو هتل بودیم.همه چیز عالی بود.هتل ۲ تا استخر ۱.۴۰ و ۱.۸۰ داشت و یه استخر واسه بچه ها و یه حوض واسه نی نی ها.تو فاصله دو سه متری از استخر هم دریا بود
.
غذاها هم متنوع بود.شاید چند تا عکس بزارم.
هر روز صبح ساعت ۱۰:۱۵ ایروبیک بود. ظهر هم مسابقه می ذاشتن و بعدش کنار استخر همه یه مدل می رقصیدن.شبها هم ساعت ۱۰ برنامه داشتن و بعدش باز همون رقص که خاطره شد واسمون
.
عصر روز سوم تور کوشاداسی داشتیم که یه شهر ساحلی کوچیک و بامزه اس.
تور پارک آبی آدالند رفتیم که بزرگترین پارک آبی اروپاست.خیلی خیلی باحال بود.من و جوجو یه تونل با تیوپ دوقلو رفتیم که حال داد
.
یه صفحه هم بود که زرد بود و به صورت وی انگلیسی و شیب وحشتناکی داشت و با تیوپ از اون می انداختنت پایین و چند بار که به صورت زیگ زاگ بالا و پایین می رفتی سرعتت صفر میشد و با کمک دستات خودت رو می انداختی تو صفحه شیب دار باریکی که پایینش استخر بود.(گرفتید دیگه؟)
من اول گفتم اینو نمیام و نرفتم بالا ولی از پایین هی نگاه کردم و شیر شدم و یه تیوپ گرفتم دستم و از پله ها رفتم بالا.جوجو منو دید و خوشحال شد
.
نوبتم که نزدیک میشد جا زدم و گفتم می خوام برگردم.یه دختره قبل از من رفت و یه جیغ وحشتناکی کشید
.من که نشستم رو تیوپ
به آقاهه گفتم می خوام برگردم خندید و گفت نمیشه.تو طرف تیوپ رو گرفتند و منو هل دادن پایین.اونقدر شیبش زیاد بود که زیر پاتو نمی دیدی و فکر می کردی سقوط آزاد می کنی ولی اصلا تیوپ از صفحه جدا نمیشه.چنان جیغی زدم که...
.
اون بالایی ها به شوشو گفته بودن رفتی پایین بهش آب قند بده.
خلاصه بعد از پایین نوبت بالا رفتن بود.از صفحه که بالا میرفتی اینقدر سرعت داشتی که حس می کردی آخرش پرت میشی بیرون
ویو پول و رین دنس که این یکی خیلی خیلی توپ بود.آخر رین دنس(رقص باران) آهنگ یالا مهدی اسدی رو گذاشتن و به ایرانی ها حال دادن.جالب اینجا بود که تو پارک همه ایرانی بودن و هرجا می رفتی ایرانی ها رو می دیدیسرسره های آبی هم که من هیچ کدوم رو نرفتم
.
یه تور ازمیر هم رفتیم که واسه دیدن شهر و خرید بود.من که تو ایکیا خودم رو خفه کردم.
یه روز هم من و شوشو و دوستش و خانمش چهارتایی رفتیم کوشاداسی و گشتیم و خوردیم و خرید کردیم.کباب ترکی هم خوردیم که خوشم نیومد.خودمون انگار بهتر درست می کنیم!
یه روز هم رفتیم شهر تاریخی افسوس رو دیدیم که بزرگ و باشکوه بود.آخر شهر هم یه نمایش گلادیاتور اجرا کردن که بامزه بود.
بقیه روزها تو هتل بودیم.اونجا هم انقدر خوب بود که آدم دلش نمی خواست از هتل بیرون بره.
راستی شب اول تو مسابقه بینگو(دبلنا) برنده شدم و یه ماساژ کف بردم که ۲۵ یورو بود و ۱۵ یورو دیگه دادم و رفتم ماساژ روغن و حالشو بردم.بعد از ماساژ کرخت و خواب آلود بودم ولی تجربه خوبی بود.
اینم بگم که وقت برگشت هواپیما تـأخیر داشت و پرواز تهران به شهرمون رو از دست دادیم
و یه روز موندیم تهران خونه خاله شوشو.
جمعه ۲۳ وم صبح رسیدیم خونه و خسته خسته بودیم.خوابیدیم تا ظهر و ظهر بعد از یه هفته تفریح دعوایی جانانه کردیم و حال همو گرفتیم که توضیح نمیدم تا یادم بره.امیدوارم آدم شیم و دیگه از این کارا نکنیم
.ناهار رفتیم پیش مامیم و اونجا مجبور شدیم با هم حرف بزنیم.
بعدش که اومدم سرکار بهم زنگ زد و منت کشی کرد.گفت دلم تنگ شده ،عادت کرده بودم صبح ار خواب بیدار میشم ببینمت.من ولی باهاش قهر بودم تا اینکه کم کم آشتی کردم
.
اینم مخصوص شوشو:شوشوی نازم خیلی دوستت دارم عزیزم.دیوونتم